بیش تراز 2500سال قبل از
یونانیان معتقد بودند که خدایانی عالم را اشباع کرده اند،وفکر های جدید به
وسیله ی آن ها به انسان الهام می شود وخلاقیت به تنها یی وجود ندارد.نمونه ی
بارز این تفکرات سقراط بود. در آغاز قرن نوزدهم،که با نگرش علمی جدید و
علمی نو همراه بود،مردم به این نتیجه رسیدند که خلاقیت از طریق الهامات
خدایان از ماورائ الطبیعه نمی آید.در قرن نوزدهم این اعتقادات ظهور یافت که
خلاقیت بیش تر از قسمت های مخفی مغزانسان سرچشمه می گیرد.بنابراین خلاقیت
با زندگی انسان مرتبط است.
خلاقیت،به عنوان یک موضوع،در سه دوره مورد بحث قرار می گیرد:1-عهد باستان2- قبل از قرن بیستم3- قرن بیستمخلاقیت
در عهد باستان راباید درمالک مصر،ایران، یونان وروم قدیم جست وجو کرد.مصری
ها که قبل از یونانی ها ابداعاتی داشتند،در زمینه ی اختراع کاغذ ،شکل بندی
اهرام ثلاثه،ابداع خط ومومیایی کردن اجساد خلاقیت خود را به نمایش
گذاشتند.
بیش تراز 2500سال قبل از یونانیان معتقد بودند که خدایانی عالم
را اشباع کرده اند،وفکر های جدید به وسیله ی آن ها به انسان الهام می شود
وخلاقیت به تنها یی وجود ندارد.نمونه ی بارز این تفکرات سقراط بود.
در
آغاز قرن نوزدهم،که با نگرش علمی جدید و علمی نو همراه بود،مردم به این
نتیجه رسیدند که خلاقیت از طریق الهامات خدایان از ماورائ الطبیعه نمی
آید.در قرن نوزدهم این اعتقادات ظهور یافت که خلاقیت بیش تر از قسمت های
مخفی مغزانسان سرچشمه می گیرد.بنابراین خلاقیت با زندگی انسان مرتبط است.
خلاقیت یعنی ایجاد کردن،ایجاد گری،افریدن،آفرینش گری،نوآوری،خلق کردن وآفرینندگی
تعاریف خلاقیتاز
آن جهت که((خلاقیت))حوزه ای فراگیر است،ارائه تعریفی جامع ومانع از چنین
مفهومی سخت ودشوارمی باشد.البته این نکته را نیز باید در نظر داشت که وجود
عوامل دخیل درمفهوم و موضوع خلاقیت:مانند هوش، دانش ، ادراک ، هنر، آفرینش
گری نو آوری نو اندیشی،و مفاهیمی از این دست،دشواری تعریف صحیح از این
واژه را نه تنها تا مرزغیرممکن بودن پیش برده،که این ضرورت را ایجاب کرده
که در تعریف آن به همه ی آن مفاهیم واصطلاحات وحتی تقسیمات درونی آن ها
مانند((هوش)):(هوش انتزاعی:اجتماعی ومکانیکی)تسلط داشته باشیم و در تعریف
خود به آن مقولات نیز پبردازیم.
خلاقیت توسط افرادوصاحب نظران بارها تعریف شده است.
لغت نامه ی دهخدا:خلق کردن،آفریدن ، به وجود آوردن
فرهنگ سخن:آفریدن،آفرینندگی،قوه ی ابتکار،قدرت ایجاد آثارنو
فرهنگ
ربر(REBER):خلاقیت برآن فرآیند های ذهنی دلالت دارد که به را ه حل ها،ایده
ها،مفهوم سازی ها،اشکال هنری ونظریه های جدید ومنحصربه فرد منجرمی شود.
فرهنگ آکسفورد( oxford ):قدرت آفرینندگی،که منوط به هوش،قابلیت وتخیل است.بین خلاقیت وتخیل می تواند رابطه ای وجود داشته باشد.
علاوه به فرهنگ های فوق الذکر،برخی صاحب نظرا ن نیز به تعریف خلاقیت پرداخته اند که برخی ازآن ها به شرح زیر است:
گانیه(1977):آفرینندگی
و خلاقیت عبارت است از نواحی حل مسئله که در آن عقایدواندیشه هاوزمینه ها ی
مختلف را باید با یکدیگر مربوط ساخت.آزوبل(1982): آفرینندگی و خلاقیت همان استعدادهای بی همتا در یک زمینه ی ویژه و مخصوص است.از تعاریف مربوط به خلاقیت می توان این نتایج را گرفت:
1
– خلاقیت می توا ند خلق اشکال یاصورت های جدیدی ازایده ها یا تولیدات کهنه
باشد.در این مورد فکروایده های گذشته،اساس خلاقیت تازه است.
2 –خلاقیت امری توسعه پذیر است.به عبا رت دیگر همه افراد در حد خود خلاقیت یا تفکر خلاق دارند.
3 –خلاقیت ازطریق آزمایش،تجربه و کاوش رشد می یابد.
4 –خلاقیت بااستقلال فکر واعتماد به نفس همراه است بنا براین برخورداری از اعتماد به نفس برای رشد خلاقیت امری ضروری است.
5 –برای ظهور وبه فعلیت در آوردن خلاقیت شرایط محیطی باید به گونه ای باشد که اشتباه کردن،تجربه کردن و ریسک کردن در آن مجاز باشد.
همه ی انسان ها در کودکی استعداد خلاق دارند اما نبودن محیط مناسب،بی توجهی وتقویت نکردن این توانایی ها،مانع ظهور آن می گردد.
خصوصیات و ویژگی های افراد خلاقافراد
خلاق همان مردم کوچه وبازارند،اما با این تفاوت که فکری کاملا متفاوت با
مردم کوچه وبازار دارند زیرا از شخصیتی ممتاز برخوردارند،به همین دلیل
درهیچ یک ازطبقه بندی های صورت گرفته نمی توانند قرار بگیرند.
برخی از ویژگی های افراد خلاق به قرار زیر است:
1- هوشمند بودن:هر
چند بهره ی هوشی شرط کافی برای آفرینش گری وخلاقیت نیست اما باید آن از
شرط لازم آفرینش گری وخلاقیت دانست،زیرا همواره هم بستگی مثبتی بین نمرات
آزمون هوش وآزمون خلاقیت دیده می شود.
2- آگاهی و حساسیت به محیط :افراد
خلاق نسبت به محیط خویش بیش از حد معمول حساس هستند.آنان دررنگ و بافت
اشیا و واکنش ها ی افراد نسبت به نوشته ها و خواندنی ها یا چیزها یی که
دیگران متوجه آن نمی شوند،توجه خاص دارند.
3- توا نایی انعطاف پذیری وقدرت ابتکار:فرد
خلاق همواره راه های گوناگون و نو رامی پذیرد ومی آزماید ،مثلا اگر موارد
کاربرد آجراز او خواسته شود،غالبا موارد غیر معمول را بر می شمارد،زیرا
ابتکار ونوآوری از ویژگی های یک فرد خلاق است.اما ویژگی یک فرد عادی چنین
نیست.
4- شک گرایی وپای داری:افراد
خلاق بیش از هر چیز محافظه کاری می کنندوآن چه قبلا شناخته شده است
،اعتماد دارند وتازه پذیر نیستند،اما افراد خلاق وآفرینش گر همواره به امور
مختلف با تردید می نگرند و حتی نسبت به ایده های پذیرفته شده نیز مشکوک
هستند.
5- بازی گوشی فکری و شوخ طبعی:فردخلاق
و آفرینش گر با ایده های تازه ای که پیدا می نماید به بازی می پردازد.فرد
خلاق معمولا شوخ طبع است ودر برابر ناسازگاری ها به گونه ای خود جوشش،واکنش
طنز آمیز ازخود نشان می دهد.
6- نا هم نوایی واعتماد به نفس:افراد
خلاق از اعتماد به نفس،اراده ی قوی وتجربی وقدرت رهبری قابل توجهی
برخوردارند واز این که هم نوا با دیگران نباشند ناراحت نیستند.
7- دوست داشتن زندگی:در بین افراد خلاق خود کشی،افسردگی وترک دنیا مشاهده نمی شودوبه زندگی عشق می ورزند.
8- دوست داشتن خود:ازآن
جهت که افراد خلاق زندگی را دوست دارند،به دیگران احترام می گذارند و آن
ها را دوست دارند واین دوست داشتن وارزش قائل شدن برای خود موجب تلاش بیشتر
برای زندگی وکوشش فزون تر برای زندگی می شود.
9-کنجکاو بودن:افراد خلاق کنجکاور،دقیق و جست وجو گرند.افراد خلاق نسبت به کوچک ترین مجهول کنجکاوی نشان می دهند وبسیار دقیق ونکته سنج اند.
10- نترس بودن ونترسیدن از شکست:فرد خلاق از شکست نمی هراسد.او با شکست مبارزه می کند.فرد خلاق معتقد است که هیچ چیز ترس ندارد وترس زاییده تفکر خود فرد است.
11-داشتن انرژی فراوان:دارای انرژی فراوان واز آن ها به صورت مثبت و برای نیل به اهدافش استفاده می کند.
12-دچار آشفتگی فکری نبودن:فرد خلاق فکر خود را آشفته نمی کند،به مسائل می نگرد ودرپی حل آن ها برمی آید.
13-زندگی کردن در زمان حال:تعدادی
از مردم با گذشته و آن چه را که در گذشته از دست داده اند برای آن حسرت می
خورند،تعدادی از آن ها در آینده سر می کنندوتعدادی هم به حال می نگرند و
در حال زندگی می کنندکه افراد خلاق این گونه زندگی می کنند.
14- عدم نیاز به تاثیر دیگران:افراد خلاق ازآن چنان اعتماد به نفسی برخوردارند که نیازبه تایید دیگران در خود احساس نمی کنند
15- مستقل بودن:او خودش کارهایش را انجام می دهدو از این که به کسی متکی باشد احساس ناخوشنودی می کند
16- خنده رو وشاد بودن:یک
انسان خلاق به مردم نمی خندد،بلکه با مردم می خندد.فرد خلاق فردی سخت وجدی
نیست،علاقه و اصرار ندارد که هر کاری را حتما در جای وزمان خود انجام دهد .
17- داشتن بصیرت وبینش در کار دیگران18- ارج نهادن به طبیعت19-مثبت و سازنده بودن:فرد خلاق ،فردی کاملا مثبت وخوش بین وصادق و سازنده است.
20-قهرمان پرست نبودن:و
برای خود از کاهی کوهی نمی سازد.همه را با یک چشم نگاه می کند .یک فرد
خلاق هنگامی که با رقیبی رقابت می کند،دلش می خواهد او نیزعالی بداند یا
عالی بازی کند تا خود برنده ی واقعی میدان باشد.
21- تعلق به بشریت:
فرد خلاق ،خودرا تنها به خانواده یا شهر یا استان ویژه ای متعلق نمی
داند،بلکه خود را متعلق به کل بشریت می داند.از نظر او بیکار شدن یک ایرانی
بدتر از بیکار شدن یک ترک ،عرب،اروپایی و...نیست.
22- برخورد صحیح با مشکلات23- سلامت روانی وکلامی:آنان زیبا سخن می گویند،حد و حدود را در نظر می گیرند ونخست می اندیشند وبعد آن چه را فکر کرده اند را به زبان می آورند.
24- خود انضباطی:آنان نیازی ندارند به آنان در مورد انضباط تذکر دهند،بلکه خود ذاتا منضبط هستند.
25- ترجیح دادن فعالیت های تخیلی به روی داده های واقعی:آنان به فیلم ها ،داستان ها و...تخیلی علاقه دارند وبر داستان ها وفیلم های واقعی ترجیح می دهند.
26 صراحت وقاطعیت:آنان
حرف خود را با قاطعیت و بدون شک وشبهه والبته با رعایت حرمت وهمراه با
متانت به مخاطبان خود ارائه می دهند.بدیهی است هر فرد خلاق همه ویژگی ها ی
فوق الذکر را ندارد،اما همه ی این ویژگی ها در افراد خلاق بالنسبه قابل
مشاهده است.
به جای آن که اطلاعات فراوانی برای بچه ها جمع کنیم،باید آن ها را به جست وجوی اطلاعات رهنمون شویم
منشا خلاقیتبرسی
های انجام گرفته روی مغز انسان می تواند در مشخص نمودن وتعیین منشا خلاقیت
موثر واقع شود.امروزه این نکته محقق گردیده که مغز انسان از دو نیم کره
تشکیل یافته است که هرکدام از این نیم کره ها وظایف خاصی دارند.
معمولا
نیم کره چپ مغز انسان،قسمت چپ بدن را کنترل می کند.این قسمت اعمالی
مانند:شنیدن ،سخن گفتن وپردازش اطلاعات کلامی را در کنترل خود دارد.بسیاری
از تکالیف سنتی مدارس،مانند:مشق نوشتن ونقاششی کردن نیز از قسمت چپ مغز سر
چشمه می گیرد.ونیم کره ی سمت راست اغلب کلی نگر است،یعنی به تصویر کلی
عملکرد این دو نیم کره را می توان به شرح زیر بیان کرد:
الف:عملکرد نیم کره ی چپ مغز:1-تحلیلی 2- منطقی 3 - زمانی
4-
متوالی 5- خطی(موازی) 6- کلامی
7- ترکیبی 8- عملی 9- انتزاعی،تجریدی
،بسار ذهنی 10- توجه به واقعیت ها 12- استفاده از حقایق 13-
عملکرد دقیق وموشکافانه
ب: عملکرد نیم کره ی راست مغز:1-شمی
(شامه)ادراکی 2- خود انگیخته 3- غیر
زمانی 4- اتفاقی 5- کلی
نگر 6- غیر کلامی 7 - پاسخ
ده 8- حسی 9- نظری
وتئوری 10- استعاره ای 11-
ابتکاری 12- نمادی
تفکر خلاق را با ارزش بدانیم:اگر انتظار داریم خلاقیت گسترش یابد،باید یاد بگیریم که آن را با ارزش بدانیم
اهمیت خلاقیتمحققان
معتقدند همه انسان ها در کودکی از استعداد خلاق برخوردارند،لکن فقدان محیط
نا مناسب وبی توجهی وعدم تقویت این توانایی،مانع ظهور آن می گردد.برای هر
جامعه وجود افراد خلاق ضروری است ،زیرا جوامع در دوره ی انتقال و
تغییر،نیازمبرمی به راه حل های مفید برای مسائل حال وآینده ی خود دارند.
شعاری
نژاد در کتاب((روان شناسی رشد)) خود می نویسد0:ارزش خلاقیت برای عامه ی
مردم در تولیداتی که برای نفع مردم فراهم می کند، وموجب پیشرفت جامعه می
شود.
امروزه همه ی دانشمندان ،اندیشمندان و محققان با هم هم نظرندکه
اساس قدرت انسان ناشی از خلاقیت اوست،پس می توان گفت:تاریخ تمدن ثبت
توانایی بشر است.چنین است که تورنس معتقد است:ایجاد فرصت برای هر جامعه به
مقوله ی مرگ وزندگی است و هم چنین می گوید: ما برای بقا نیازمندیم قدرت
خلاق انسان ها را توسعه داده ومورد استفاده قرار دهیم.ولی هم چنین خلاقیت
رامهم ترین اسلحه ی آدمی می داند که با آن می تواند فشارها ی روحی که به
سبب زندگی روزانه و غیرمنتظره پیش می آید را از بین برد.
فرآیند خلق و ابداع ،همان فرآیند رشد وتکامل است که در حیات ما رخ می دهد.
فرآیند خلاقیتخلاصه قدرت خلاق که به گام های اساسی تجزیه و تحلیل شده است،اشاره می شود:
1-به
گفته افراد خلاق،مشخصه تفکر خلاق در آنان مکالمه درونی است.فروید و دیگران
گفته اند افراد خلاق،این مکالمه خیالی را بین خود ویک خود((دیگر))عنوان
کرده اند.
2- در بسیاری از موارد افراد در یک حالت نیمه هوشیار،که بین
خواب و بیداری به انسان دست می دهد یا هنگامی که انسان بدون وجود احساس یا
حضور ذهن به کاری اشتغال دارد،به پیشنهادهای بسیاری دست یافته اند.اما تلاش
آگاهانه به منظورافزایش خلاقیت از راه ایجاد حالت های نیمه هوشیاربه وسیله
دارو ظاهرا کارساز نیست.
در جریان کاملا خلاق چهارمرحله متمایز شده است که عبارت اند از:
1-مرحله
ی آمادگی( Preparation):در این مرحله فرد به جمع آوری مدارک و حقایق می
پردازد ومسئله را از جهات مختلف مورد بررسی قرار می دهد وپس از آن که
مدارک مزبور را جمع آوری نمود،آن ها را سازمان می دهد ورابطه حقایق را با
مسئله ی مورد بحث در نظر می گیرد.
2-مرحله رشد غیر محسوس(
Incubation):در این مرحله فرد ظاهرا فعالیتی برای حل مسئله،بحث یا نیل به
هدف معینی از خود ظاهر نمی سازد ودر این جهت پیشرفتی نصیب او نمی شود،اما
ممکن است به طور ضمنی فرضیه یا راه حل خاصی رارد یا قبول کند.
3-مرحله ی
کشف( Iunination ):مرحله ی سوم در تفکر خلاق اهمیت خاصی دارد:در این مرحله
فکر تازه ظاهر می شودو مانند یک نور افکن زمینه یا موقعیتی را که مسئله در
آن قرار دارد،روشن می سازد.فکر و اندیشه تازه در این مرحله شکل می گیرد
ومشخص می شود.به طور کلی طرح،شکل،اساس یا هسته مرکزی اختراع در این مرحله
ظاهر می گردد.
4-بررسی و آزمایش( Verification):در این مرحله متفکر کم
تر تحت تاثیر عواطف قرار دارد وبا خون سردی آن چه را کشف یا اختراع کرده
مورد توجه قرار می دهد،حالت انتقادی به خود می گیردومانند یک قاضی بی طرف
جنبه های مثبت و منفی اختراع خود را در نظر مجسم می کند.در این مرحله
متفکر،نتایج آثار تازه یا راه حل های جدید را مورد مطالعه قرار می دهد.ممکن
است ارزش سنجی ایده یا اندیشه تازه او رابه تغیر آن یا تجدید نظر در آن وا
دارد.
غنی ترین سوخت برای ایده جویی،تجربه است.تجربه،ماده سوختنی است که مصرف می شود تا ایده های تازه به دست آید.
خلاقیت و ویژگی های آنواژه خلاقیت در واقع از سال 1950که مفهوم آندر ایالات متحده ی آمریکا موضوع تحقیقات مهمی قرار گرفت،معمول شد.
درباره ی خلاقیت باید به دو نکته بسیارمهم توجه داشت:
اول این که،خلاقیت می تواند خلق شکل ها یا صورت های نو از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد.
دوم
این که،خلاقیت امری است انحصاری وحاصل تلاش فردی و لزوما موقیت یا اقدامی
عمومی نیست.یعنی ممکن است فردی چیزی را خلق کند که قبلا هیچ گونه سابقه
ذهنی از آن نداشته است.
نکات زیر دردرک مفهوم خلاقیت وتوسعه ی آن اهمیت ویژه ای دارد:
1-خلاقیت امری فردی و ارزیابی خلاقیت با ارزیابی توانایی های فردی توام است.
2-خلاقیت امری است توسعه پذیر
3-خلاقیت از طریق ایجاد حساسیت در درک مسائل قابل توسعه است
4-خلاقیت از طریق آزمایش،تجربه و کنکاش رشد می کند
5-اندیشه تخیلی و تفکر ابتکاری
6-خلاقیت مبتنی بر کنجکاوی وتمایل برای تجربه در امور گوناگون است
یکی از خصوصیات افراد خلاق،داشتن اعتماد به نفس واستقلال شخصی است.
عوامل مرتبط با خلاقیتعوامل زیادی با خلاقیت در ارتباط اند که در ذیل به بیان بعضی ازآن ها می پردازیم
1-بازی
و خلاقیت:معمولا شخصیت کودک وحتی نوجوانان ضمن بازی شکل می گیردو دگرگونی
های قابل توجهی در روحیات وی روی می دهد،همه این ها موجبات پیشرفت را برای
او فراهم می آورد.از این جاست که ارزش بازی مشخص می شود.در حال حاضر نیز
برای آموزش از اسباب بازی استفاده می شود.
به طور کلی بازی علاوه بر
جنبه های آموزشی وتربیتی،شیوه ی برخورد با زندگی را به انسان می آموزد به
همین جهت بازی عمده ترین شکل و مناسب ترین وسیله برای رشد فعالیت وخلاقیت و
آفرینندگی به شمارمی آید.
2-هوش وخلاقیت:رابطه ی بسیار ناچیزی بین هوش
وخلاقیت وجود دارد،زیرا افرادی که بهره هوشی بالایی داشته اندهم خلاقیت کمی
داشته اند مثلا:کودکان با بهره هوشی کمی شده که خلاقیت کمی یا زیادی را به
نمایش بگذارند یا بالعکس کودکان با بهره هوشی بالا خلاقیت کمی یا زیادی را
به نمایش بگذارند.
3-پیشرفت تحصیلی و خلاقیت:تیلور و همکارانش تحقیقات
زیادی رادر این زمینه انجام داده اند که مشخص کننده عدم وجود ضریب همبستگی
بسیار بالا بین نمرات آزمون های خلاقیت و پیشرفت تحصیلی می باشد.
کروپلی در یک بررسی بر روی 320دانش آموز متوجه شدهم بستگی مثبتی بین خلاقیت وپیشرفت تحصیلی شده است.
او چهار گروه به شرح زیر تشکیل داد:
الف:دارای خلاقیت و بهره هوشی بالا
ب:دارای خلاقیت بالا ولی بهره هوشی پایین
ج:خلاقیت پایین ولی بهره هوشی بالا
د:خلاقیت و هوش پایین
نتیجه
بررسی این روان شناس نشان داد که گروه ((الف)) ازگروه ((ج)) وگروه ((ب))
از گروه ((د))،از لحاظ پیشرفت تحصیلی به طور معناداری برتر بودند.
4-اکثر روان شناسان،خلاقیت و حل مسئله را فرآیند های مشابه دانسته اند:مثلا گانیه بالاترین سطح یادگیری را توانایی حل مسئله می داند.
5-جنسیت
وخلاقیت:تحقیقات متعدد بیان گر این واقیت هستند که در زمینه ی خلق ایده
های بدیع و تازه زنان از خود استعداد بیشتری نشان داده اند تا مردان،اما
زنان کمی از قدرت خلاقیت خود با خبرهستند واز آن استفاده می کنند وخلاقیت
خود را شکوفا می کنند
6-سن وخلاقیت:شواهد علمی مبتنی بر این که خلاقیت
با سن ارتباط نزدیکی دارد.پروفسورلهمان تحقیقی انجام داد بر روی بیش
ازهزارموفق خلاق که نشان داد متوسط سنی ای که این ابداعات در آن صورت گرفته
هفتادو چهارسالگی است.اکنون این سوال مطرح می شد که آیا جوانان خلاقیت
بیشتری دارند یا پیران؟مسلما دلایل قطعی وجود دارد که جوانان خلاق ترند تا
پیران،زیرا انرژی بیشتری دارند،انگیزه وقدرت جسمی و...بالاتری دارند.در
مقابل نیز دلایل و نمونه هایی وجود دارد که پیران از جوانان خلاق ترند،زیرا
دانش بیشتری دارند وتجارب آن ها نیز بسیار زیاد است.
خلاقیت امری است توسعه پذیروهمه دانش آموزان از توانایی بالقوه ی خلاقیت برخوردارند.
اجزای تشکیل دهنده ی خلاقیتخلاقیت درهر زمینه ای که باشد به سه عامل بستگی دارد:
1-مهارت درهمان زمینه
2-مهارت های کار و تفکر خلاق
3-انگیزه ذاتی یا درونی
1-مهارت
در همان زمینه(قلمرو مهارت ها): قلمرو مهارت ها تا حدی ذاتی است،اما آموزش
و فراهم کردن امکان کسب تجربه می تواند حتی برای افرادی که استعداد نسبتا
کمی دارند،امکان دستیابی به خلاقیت را فراهم می کند.مسلما کسی می تواند در
یک زمینه خاص خلاق باشد که در آن زمینه از قبل مهارت لازم را کسب کرده
باشد.
2- مهارت های کاری و تفکر خلاق: برخی شیوه های کاری،شیوه های فکری
و برخی ویژگی های شخصیتی خاص در افراد وجود دارد که آن ها را قادر می سازد
تا قلمرو و مهارتی خود را در زمینه ها و راه های جدید و نو به کار گیرند.
3-انگیزه
ذاتی یا درونی: میل به انجام هر کاری به خاطر همان کار و به خاطر آن که
جالب و رضایت بخش است،نوعی مبارزه طلبی شخصیتی است.انگیزه درونی ممکن است
تااندازه ای فطری باشد،اما انگیزه درونی تا حدود بسیار زیادی به محیط
اجتماعی بستگی دارد.
خلاقیت را می توان به طور ساده((آفریدن و نوآوری با استفاده از اطلاعاتی که در اختیار است)) تعریف کرد.
روش های پرورش خلاقیت1-بارش
مغزی: اجرای یک فن گردهمایی که در از طریق آن گروهی می کوشند راه حل های
جدیدی برای مسئله به خصوصی با انباشتن تمام ایده ها بیابند،بیان گر این روش
خلاقیت است.
قوانین حاکم بر جلسات بارش مغزی عبارتند از:
الف:انتقاد ممنوع
ب:کیفیت بیش تر بهتر است: برای کیفیت بیشتر باید ایده ها وراه حل های بیشتری داشته باشیم.
ج:ترکیب و اصلاح ایده ها مهم است
2-فهرست
خصوصیات(گرافورد): پدیده های مورد نظر از نظر وسعت وساختار کلی و ابعاد
موجود درآن مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.
3-فهرست
سوالات(اسکنپر) یا الگوی فهرست صورت تطبیقی: فهرستی از سوالات مختلف تهیه
می شود تا موجب بر انگیختگی قدرت تفکروتصور فراگیرد.سوال ها به گونه ای
تنظیم می شوند که ایده بر انگیز باشند.این روش به صورت فردی یا گروهی قابل
اجراست.
سوال ها در این روش عبارتند از:
الف:کاربرد های دیگر:مثال:آیا می توان از این وسایل استفاده ی دیگری نمود؟
ب:اقتباس: مثال:از چه روش دیگری می توان برای این کار اقتباس کرد؟
ج: تغیروتعدیل: مثال:با چه تغیری می توان این وسیله را مناسب تر ساخت؟
د:جانشین سازی: مثال:چه چیزی را می توان جانشین ساخت؟
ه:بزرگ سازی مثال:چه چیزی را می توان به این وسیله افزود؟
و:کوچک سازی: مثال:چه چیزی را می توان حذف کرد؟
ز:تغیر تربیت: مثال:چه چیزی را می توان در این تربیت تغیرایجاد کرد؟
ح:وارونه سازی: مثال:برعکس آن چیست؟
ط:ترکیب: مثال: چه افکاری را می توان با هم ترکیب کرد؟
4-ارتباط
اجباری:این روش توسط ((وایتینگ)) طراحی شده است ونوعی رابطه اجباری یا
تحمیل شده بین دو چیز یا دو فکراست،دو چیز یا دو فکر که اصلا ربطی به هم
ندارند.با مربوط ساختن این دو فکریا روشی،مفهوم یا شی تازه ای به وجود می
آید.
5-سینک تیکس یا بدیعه پردازی:سینک تیکس ترکیبی از دو لغت ترکیبی به
معنی اتصال و همراهی عناصر به ظاهر بی ربط با هم دیگر است.این شیوه زمانی
که راه حل های قدیمی برای انجام کاری مناسب نباشد،مطرح می گردد.
خلاقیت
یعنی ((اظهار وجود ،استقلال طلبی وحفظ شخصیت انسان و نشان دادن عمل
رفتاریا توانایی خلاق)) و به طور کلی عمل خلاقانه یعنی ((استعداد وتوانایی
در پیدا کردن راه حل تازه برای حل یک مشکل)).
راه های پرورش خلاقیت دانش آموزان1-سوال های غریب،غیر معمول وعجیب دانش آموزان را نباید نادیده گرفت
2-سعی کنید در همه فکرها نکات مثبت را بیابید
3-مهم است که به طور منظم به خلاقیت دانش آموزان خویش پاداش دهید
4-از دانش آموزان خویش انتظارخلاقیت داشته باشید وآن را طلب کنید
5-به خلاقیت باید امتیازاضافی داد
6-برای رفتارهای خلاق الگو نشان دهید
والدین نقش بسیار بزرگی درشکوفایی خلاقیت فرزندان خود دارند
نقش والدین در پرورش خلاقیتشاید
بزرگ ترین مسئولیت پدران و مادران،تلاش در جهت تعلیم وتربیت صحیح
فرزندانشان باشد.منظور از تعلیم وتربیت صحیح مفهوم عامیانه آن،یعنی بزرگ
کردن فرزندان،حرف شنو،مطیع و...نیست،بلکه منظور،کمک به جریان رشد کودکان در
جهت پرورش وشکوفایی هر چه بیشترتوانایی ها،استعدادها و خلاقیت ها و به طور
کلی شخصیت آنان است.
معلم خلاق کسی است که قادر باشد بین روح و جسم کودک هماهنگی سالم به وجود آورد.
نقش معلمان در پرورش خلاقیتافراد
بسیاری که در پی جست وجو راه های بهبود اوضاع برای خلاقیت در محیط مدرسه
هستند،مرددند که اگر توجه معلمان را به هر یک از اعمالی که مانع بروز
خلاقیت می شود جلب کنند،آیا ممکن است بهبود قابل ملاحظه ای در این زمینه
حاصل آید؟
تورنس عقیده دارد که خصوصیات معلم به افزایش ابتکار در شاگردان می انجامد،اما مشروط به آن که نکات زیر در آن رعایت شود:
1-به تفکر خلاق اهمیت بدهد
2-به نظرات و عقاید وساخته های کودکان احترام بگذارند ودر آن ها رامورد تشویق قرار دهد
3-به کودکان یاد دهد برای تفکر خلاق خود ارزش قائل شود
4-موقعیت هایی برای تفکر خلاق ایجاد کند
5-زمیته های متنوعی برای کسب دانش فراهم آورد
6-پیش قدم شدن دریادگیری را تشویق کند
بررسی ها نشان داده است که معلمان نسبت به پرورش قوه ی خلاقیت نگرش مثبت دارند.
نقش مدرسه و دانشگاه در پرورش خلاقیتبرای این که مدرسه و دانشگاه بیش ترین نقش را در پرورش کودکان و نوجوانان داشته باشد،روان شناسان پیش نهاد کرده اند:
1-مسائلی
که به یادگیرندگان می دهید،طبقه بندی کنید: گتزلز(1964)مسائل را به دو
دسته تقسیم کرده است:مسائلی که به دانش آموزان داده می شود ومسائلی که خود
آنان کشف می کنند.
2-مهارت های حل مسئله را به یادگیرندگان آموزش دهید وآن ها را به استفاده از این مهارت ها ترغیب کنید.
3-دستاوردهای یادگیرندگان را مورد تشویق قرار دهید.
4-تجارب کودکان را به موارد خصوصی محدود نکنید.
5-نسبت با اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنید ودر پرورش استعدادهای ویژه ی آنان بکوشید
صاحب
نظران بر این باورند که وجود انعطاف و تغیر پذیری همراه با احساس امنیت در
کلاس درس ،از عواملی هستند که به شدت خلاقیت وآفرینندگی دانش آموزان را
تحریک می کندوآن را پرورش می دهد.
خلاقیت در کلاس درسمعلم
ابتدایی باید یک سری اصول و مبنائی را درجهت پرورش خلاقیت دانش آموزان در
کلاس در نظر داشته باشد تا بتواند در این زمینه موفقیت داشته باشد.برخی از
این اصول به شرح زیر است:
1-پرورش خلاقیت در آموزش ابتدایی نیازمند نوگرایی،انعطلف پذیری و تنوع در رفتار،گفتار و تدریس است.
2-اگر معلم ابتدایی پرتکاپو،با انرژی،فعال وبا نشاط باشد،سبب رشد خلاقیت در دانش آموز خواهد بود.
3-اعتماد به نفس معلم ورشد اعتماد به نفس در دانش آموزان ،به خصوص در دوره ی ابتدایی ،خود خلاقیت است.
4-بازی و فعالیت های آزادو انعطاف پذیر کلاسی سبب رشد افکار واحساسات خلاقانه می شود.
5-معلم شوخ طبع،خوش رو و دارای علایق هنری،باعث تحریک و رشد خلاقیت می شود.
فرد خلاق از چنان اعتماد به نفس بالایی بر خوردار است که نیاز به تایید دیگران را در خود احساس نمی کند.
عامل خلاقیتوالدین
به عنوان اولین کسانی که کودک با آن ها در تماس است،مهم ترین نقش را در
زمینه رشد و پرورش شخصیت کودک ایفا می کند والدین از یک سوعامل وراثت،واز
سوی دیگر عامل محیطی برای بروز خلاقیت های کودک هستند.
دامنه مسئولیت والدین نسبت به فرزندان
1-تعهد در باره ی خود
2- تعهد در قبال یکدیگر
3- تعهد در قبال کودک
4- تعهد در قبال اجتماع
5- تعهد در قبال خداوند
وظایف
والدین در بروز خلاقیت:والدین وظیفه دارندهمه ابعاد وجود طفل را
بپرورانند. پیامبر(ص)می فرمایند:به کودکان محبت کنید و نسبت به آن ها ترحم
نمایید و وقتی وعده ای دادید ،وفا کنید.
از نظر اسلام این وظایف در سه جنبه باید مورد توجه قرار گیرد:
1-جنبه
بدنی: والدین موظف هستند با فراهم آوردن امکانات مادی،خواسته های بدنی آن
ها را تامین نمایند.آنان باید به تغذیه طیب و حلال و کافی کودک توجه
نمایند.در این خصوص مسئله ی ورزش و بازی کودکان نیز دارای ارزش است.
2-جنبه روانی: انتخاب نام نیکو،احترام به کودک،محبت و... از مسائل این جنبه است.
3-جنبه تعقلی و علم آموزی: پیامبر اسلام با سواد نمودن کودک را در نخستین مرحله،از وظایف اساسی والدین می دانند.
معلم
نباید دانش آموز را به دنبال جواب هایی بفرستد که خود او از قبل می داند
آن پاسخ ها چه شکل و چه حالتی دارند یا آن پاسخ ها به صورت آماده در کتاب
های درسی و غیر درسی پیدا می شوند
کنش متقابل و خلاقیتدر
مدرسه و کلاس درس در هر سه مقطع تحصیلی به خصوص در دوره ی ابتدایی ،پیوستن
به معلم و شاگرد کنش متقابل صورت می گیرد.در چنین کنش متقابلی ،دانش آموز
به اهداف ،مقاصد و معلومات معلم پی می برد ومعلم می تواند علاوه بر درک
افکار دانش آموز،به باور کردن احساس،فکر،رفتار و ارزش های دانش آموز
بپردازد . دراصل،کنش متقابل معلم و دانش آموز علاوه برآموزش های جدید دانش
آموز،سبب در هم آمیختن احساس،ادراک،عاطفه و هیجان های در فراگیرنده و
فرادهنده می شود.
معلمان باید با هوشیاری ((طبیعت)) حل مشکل را دریابند تا شاگردان خود را برای رشد دادن به این قابلیت معنادار،راهنمایی کنند.
حل مشکل وخلاقیتدر
یک جامعه با حکومت منتخب مردم ،معلمان باید با هوشیاری ((طبیعت)) حل مشکل
را دریابند تا شاگردان خود را برای رشد دادن به این قابلیت
معنادار،راهنمایی کنند.در جوامعی که دولت اختیار دارکلیه شئون زندگی
اجتماعی و ثروت ملی است، احتمالا مفید این است که شاگردان،برحسب عادت و
مطابق رویه،جواب هایی را که قبلا (( کارشناسان )) تهیه کرده
اند ،بیاموزند.اما در جامعه ی دارای حکومت منتخب مردم ،عنصر مطلوب و صالح
جامعه کسی است که در زمینه ی منش های جامعه و اوضاع فعلی آن سوال ،انتقاد و
قضاوت کند،بسنجد،به تحقیق دست بزند و وسایل بهبود و ترقی را پیشنهاد
نماید.
در شکوفایی خلاقیت،تفکرات قالبی،تصورات جانبی و برچسب زدن،بسیار بازدارنده است
موانع خلاقیتدر
آموزش و پرورش خلاقیت موانعی وجود دارد که می تواند مانع ازتفکر خلاق
شود.به طور کلی می توان این موانع را به چهار دسته تقسیم کرد:
1-موانع ادراکی: موانعی هستند که فراگیررا از درک روشن مسئله شناسایی اطلاعات لازم برای حل آن باز می دارد.این موانع عبارتند از:
الف:تفکرات قالبی: این نوع تفکرات از آن جهت که باعث می شوند مسائل به طور واضح و روشن دیده نشوند،از موانع ادراکی خلاقیت هستند.
ب:ناتوانی
درتشخیص و جداسازی مسئله: بسیاری از مسائل که فرد با آن ها رو به رو است
به دلیل ناقص بودن اطلاعات،برای او گمراه کننده و مبهم جلوه می کند،لذا او
قادر به درک کامل آن ها نیست .
ج:تمایل به محدود کردن حوزه ی مسئله
د:ناتوانی در بررسی مسئله از دیدگاه های مختلف
ه:اشباع:
اگر ذهن انسان همه ی اطلاعات ورودی را ضبط کند و در خود نگه دارد بیش از
حد متعارف پر شود و اشباع گردد در آن صورت نمی تواند بسیاری از اطلاعات
ورودی مشابه را به راحتی،مجددا یادآوری نماید.
و:شکست در استفاده از
اطلاعات ورودی به همه ی حواس: حواس انسان به شکل نسبتا مستقیمی با هم
ارتباط درونی دارند.به طور مثال اگر حس چشایی به شدت بازداری شود،حس بویایی
نیز خاموش می شود و بالعکس.
2-موانع هیجانی: در بیان ایده ها ،هیجانات و
انفعالات موانع بسیار بزرگی به شمار می روند.بعضی از این حالات درونی که
برای آرزوی فردی در اکتشاف و خلاقیت ایجاد مزاحمت می کنند،عبارتند از:
الف:ترس از اشتباه نمودن،شکست خوردن و خطر کردن
ب:تمایل به امنیت و نظم،ترس از اشتباه کردن
ج:تمایل درباره ی ایده ها به جای تمایل به ایجاد ایده ها
د:ناتوانی در آرام شدن و گذراندن دوره ی کمون
ه:فقدان اشتیاق در مقابل اشتیاق بیش از حد
و:عادت
انواع تفکر و خلاقیت
بحث تفکر در روان شناسی دارای ریشه ای عمیق است، از جمله روان شناسان
پیشرو در علم شناختی که توجه زیادی به تفکر و ماهیت آن داشته است، جان
دیویی است. او در کتاب معروف خود «چگونه فکر می کنیم؟» جریان تفکر را شامل 7
مرحله می داند. مرحله اول مرحله شک و ابهام است و مرحله نهایی مرحله ای
است که فرد از شک و ابهام به در آمده و به نتیجه و جواب دست یافته است.
برای رسیدن به مرحله نهایی فرد باید مراحل یادگیری را طی کند که عبارتند
از:
- به فکر خطور کردن
- تعقل
- فرضیه سازی
- استدلال
- کاربرد.
از نظر دیویی، تفکر اساسی و واقعی تنها با طی این مراحل ممکن است. اگر
تفکر کلیه فرایندهای ذهنی ما را در برگیرد، می توان حل مسئله، قضاوت،
استنتاج و استدلال و حتی رویا را نیز در زمره ی انواع تفکر به حساب آورد.
روان شناسان مختلف، گرچه موارد نامبرده را به عنوان مثال هایی از تفکر می
پذیرند ولی آن را به عنوان دسته بندی علمی انواع تفکر نمی پذیرند.
گیلفورد تفکر را به دو دسته همگرا و واگرا تقسیم می کند:
- تفکر همگرا، عبارت است از انتخاب مناسب ترین راه حل که مبتنی بر کاربرد
دانش و قوانین منطق برای کاستن از تعداد راه های ممکن و تمرکز بر مناسب
ترین راه حل.
- تفکر واگرا، مرحله ی بررسی راه حل های گوناگون که مستلزم به خاطر آوردن
راه حل های ممکن یا ابداع راه حل های جدید است، تفکر واگرا نامیده می شود،
زیرا در این مرحله افکار فرد در جات متعدد و متنوعی سیر می کند.
تفکر واگرا ابزاری برای خلاقیت
در
ساخت ذهنی هم تفکر واگرا و هم تفکر همگرا نقش اساسی دارند اما تفاوت آنها
در این است که در تفکر همگرا، نتیجه تفکر از قبل معلوم است یعنی همیشه یک
جواب «درست» یا «غلط» وجود دارد اما در تقکر واگر جواب قطعی وجود ندارد و
تعداد زیادی جواب وجود دارد که از نظر منطقی ممکن است هر کدام از جواب ها
به گونه ای درست باشد.
سنجش و اندازه گیری خلاقیت شیوه های متعددی دارد. متداول ترین آنها اندازه گیری خلاقیت بر اساس میزان اندیشه واگراست.
طی
دهه 1950 گلیفورد و همکارانش آزمون هایی برای اندازه گیری تفکر واگرا تهیه
کردند. در همه این آزمونها از آزمودنی خواسته می شود که صرفا به دادن یک
پاسخ اکتفا نکند.
گلیفورد معتقد است که در تفکر واگرا 3 ویزگی یا 3 عنصر دخالت دارند:
- انعطاف پذیری یا نرمش اندیشه
- اصالت اندیشه
- سیالی اندیشه
یعنی هر چه تفکری انعطاف پذیرتر. اصیل تر و سیال تر باشد، واگرایی آن بیشتر است و در نتیجه این نوع تفکر خلاقتر است.
آزمون
گلیفورد برای اندازه گیری انعطاف پذیری تفکر «آزمون استفاده های غیر
معمول» نام دارد؛ برای مثال به آزمون شونده کلمه آجر داده می شود و از او
خواسته می شود تا در مدت 8 دقیقه تمام موارد استفاده آجر را بیان کند.
پاسخ
یکی از دانش آموزان این گونه بوده است: «ساختن خانه / ساختن طویله / ساختن
مدرسه / ساختن کلیسا / ساختن دودکش / ساختن اجاق و ...» چنانچه ملاحظه می
شود همه این پاسخ ها طبقه واحدی از استفاده از آجر یعنی ساختن مربوط می شود
و نشان دهنده انعطاف پذیری و واگرایی کمی می باشد. دانش آموز دیگری این
پاسخ ها را داده است: «گذاشتن جلو در / زدن به یک سگ / درست کردن قفس کتاب
/غرق کردن یک گربه / کوفتن به میخ / درست کردن دروازه های فوتبال و ...» به
اعتقاد گیلفورد این پاسخ ها انعطاف پذیرند و نشان دهنده واگرایی بیشتر
تفکر اند.
اصالت به وسیله «آزمون عنوان داستان» گلیفورد اندازه
گیری می شود. در این آزمون داستانی کوتاه به آزمون شونده گفته می شود و از
او خواسته می شود تا تمام عنوان هایی را که برای داستان مناسب تشخیص می دهد
بگوید. یکی از این داستان ها داستان گیر افتادن یک مبلغ مذهبی به دست
آدمخوارهاست. در این داستان شاهزاده خانم قبیله آدمخوارها به مبلغ مذهبی
پیشنهاد می دهد که با او ازدواج کند تا آزاد شود. مبلغ دو راه بیشتر ندارد
یا باید ازدواج کند یا بمیرد. او از ازدواج سر باز میزند و زنده زنده پخته
می شود.
یکی از دانش آموزان برای داستان بلا این عنوان ها را گفته
است: «شکست شاهزاده خانم / خورده شدن به وسیله وحشی ها / شاهزاده خانم و
مبلغ مذهبی» اما دانش آموز دیگری این عنوان ها را انتخاب کرده «داستان دیگ /
شام خوشمزه / خورش واعظ / جفتی بدتر از مرگ / پاک ولی عجول / جایزه داغ
برای آزادی»
گلیفورد پاسخ های دانش آموز دوم را اصیل تر از دانش آموز اول می داند.
سیالی
اندیشه به تعداد پاسخ های مختلفی که آزمودنی به یک سوال می دهد اشاره می
کند. در آزمون های سنجش سیالی، سرعت و تعداد پاسخ های داده شده ملاک هستند
که این تعدد جوابها در اکثر مواقع باعث افزایش احتمال واگرا بودن تفکر می
شود.
در گذشته تفکر خلاق را با تفکر واگرا یکی می دانستند و لیکن
امروزه اعتقاد بر این است که تفکر خلاق حاصل همکاری تفکر واگرا و همگراست.
یعنی برای حل مسئله یک فرد ابتدا ذهن خود را آزاد می گذارد و راه حل های
متنوعی را می یابد، ولی پس از ان باید با استفاده از تفکر همگرا، محصولات
فکری را از نظر علمی یا عملی و یا مفید بودن مورد بررسی قرار دهد و به
بهترین جواب ارزشمند برسد.
آنچه امروزه باعث تمایز افراد در جوامع می شود، به واقع نوع و شکل تفکرات آنهاست،
چرا که تفکرات افراد منشاء رفتارها و برخوردهای اجتماعی آنهاست و هر فرد
با نوع تفکرات خود، شخصیت کاری و اجتماعی خود را ساخته و به تلاش در چارچوب
اعتقادات تفکری خود میپردازد. به عنوان مثال شخصی اینگونه می اندیشد که
شوخ طبعی در ارتباط با مردم، باعث ایجاد یک فضای سالم و بدور از تنش خواهد
شد و اشخاص در چنین فضایی در آرامش خاطری نسبی قرار خواهند گرفت. در نقطه ی
مقابل شخص دیگری چنین می اندیشد که هر چه از ایجاد روابط گرم و صمیمانه
جلوگیری بعمل آورد، پیرامونی آکنده از تنش و مشاغل فکری و ذهنی خواهد داشت.
لذا آشنایی با عمده تفکرات انسانی می تواند عامل تغییری عمیق و مثبت در
شکل زندگی افراد تلقی گردد. هر یک از روشهای تفکری را می توان متدهایی
دانست که به کمک آنها، قسمتی از فرآیند حل مسئله، با موفقیت طی می شود.
تقسیم بندی های متعددی برای تفکر، توسط روانشناسان و فلاسفه معرفی شده است
که در مطالب آتی سعی در بیان و چگونگی بهره بری از آنها را داریم. اما پیش
از تشریح متدهای تفکر با یک دسته بندی جامع تر در رابطه با انواع تفکر
آشنا خواهیم شد. گلیفورد به عنوان یکی از محققان در زمینه ی خلاقیت و سنجش توانایی های آفریننده، معتقد است که شیوه های تفکر افراد دو گونه است:
تفکر همگرا
تفکر واگرا
تفکر همگرا، عبارت است از انتخاب مناسب ترین راه حل که مبتنی بر کاربرد دانش و قوانین منطق، برای کاستن از تعداد راه های ممکن و تمرکز بر مناسب ترین راه حل.
تفکر واگرا، عبارت است از مرحله ی بررسی راه حل های گوناگون که مستلزم به خاطر آوردن راه حل های ممکن یا ابداع راه حل های جدید. زیرا در این مرحله افکار فرد در جهات متعدد و متنوعی سیر می کند.
در تفکر همگرا نتیجه ی تفکر از قبل معلوم است. یعنی همیشه یک جواب (درست
یا غلط) وجود دارد. اما در تفکر واگرا جوابی قطعی وجود ندارد و تعداد زیادی
جواب وجود دارد که از نظر منطقی ممکن است هر کدام از جواب ها به گونه ای
درست باشد.
در گذشته تفکر خلاق را با تفکر واگرا یکی می دانستند ولیکن امروزه اعتقاد بر این است که تفکر خلاق حاصل همکاری تفکر واگرا و همگراست.
یعنی برای حل مسئله یک فرد ابتدا ذهن خود را آزاد می گذارد و راه حل های
متنوعی را می یابد، ولی پس از آن باید با استفاده از تفکر همگرا، محصولات
فکری را از نظر علمی یا عملی و یا مفید بودن، مورد بررسی قرار دهد و به
بهترین جواب ارزشمند برسد.
تفکر واگرا در واقع همان خلاقیت است
و می توان گفت که خلاقیت، بیشتر شامل تفکر واگرا می گردد؛ البته عده ای هم
معتقدند در خلاقیت مراحلی وجود دارد که شامل هر دو نوع تفکر می شود. برای
مثال هیلگارد، معتقد است که در فرایند خلاقیت، فرد در مواجهه با مسأله، تمامی راه حلهای ممکن را بررسی کرده و سپس بهترین راه حل را انتخاب می نماید.
به عبارت دیگر، هم از تفکر واگرا و هم از تفکر همگرا استفاده می کند. در
نتیجه می توان گفت که خلاقیت، شامل هر دو نوع تفکر می گردد، با این حال با
تفکر واگرا همبستگی بیشتری دارد.
بطور عمده تفاوت های زیر در تفکیک دو گونه ی تفکر مطرح هستند:
جهت تفکر همگرا به سمت عرف و عادات جامعه، راهها و افکار پذیرفته شده است، ولی تفکر واگرا از عرف و عادات دور می شود و سنت شکن است.
در
تفکر همگرا، امور مربوط به هم، در نظر گرفته و امور نامربوط، کنار گذاشته
می شوند، ولی در تفکر واگرا، بین امور نامربوط ارتباط برقرار می شود.
فردی که دارای تفکر واگرا یا خلاق است، سعی می کند، عناصر و اجزاء نامربوط را به هم متصل کند.
در تفکر همگرا، امکان اشتباه نیست و فرد سعی دارد، از اشتباه پرهیز نماید. در تفکر واگرا و خلاق، به فرد فرصت اشتباه داده می شود.
برای تفکر منطقی و همگرا، جهت مشخص است، اما مسیر خاصی در تفکر واگرا وجود ندارد و مقصد مشخص نیست.
در مطالب بعدی به تشریح متدهای تفکر که به نوعی وابستگی با دو گونه ی تفکر همگرا و واگرا دارند، آشنا خواهیم شد.
تفکر همگرا و تفکر واگرا نقطه ی عطف خلاقیت است.
برخی حتی تفکر واگرا و خلاقیت را یکی می دانند.
این دو گونه ی تفکر در زندگی انسان ها نقشی اساسی و حیاتی را ایفا می نمایند.
استفاده از هردو نوع تفکر در تدریس ضروری و اجتناب ناپذیر است.
بیایید نگاهی فهرست وار به این دوگونه ی تفکر بیافکنیم.
